تبليغاتX
•▪●ღ●▪•شبهای بارانی دلهای غمگین•▪●ღ●▪•
•▪●ღ●▪•شبهای بارانی دلهای غمگین•▪●ღ●▪•
وبلاگ دل نوشته ها

وقت طلاست

به وقت ایران می باشد .

پروفایل

پیوندها
عشق من عاشقم باش
فرزانه عزیزم(ღ♥ღفقط واسه تو ساختمشღ)
سرزمین سر گرمی
درد دلهای پاییزی
کلبه مصطفی
دوست گلم طاهره
عاشقانه های پارمیس
دوست گلم فرهاد
علیرضا شیرازی
منصور
اس ام اس | موبايل | آهنگ | بازي | دانلود
قاصدک دوست گلم کبری
علی و هادی ،دلهای پاک
من از عشقت نمیترسم
کاخ خورشید
خدمات رایانه ای
دوستان گلم دانیال و زهرای عزیزم (ببینی ضرر نمیکنی)
پاتوق بروبکس با حال
به همیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــن سادگی
عاشق تنها
(¯`v´¯) درد دلهای پاییزی (¯`v´¯) , غزل
دنیای خنده
.: ستاره ی نیلی :.
عشق . نازنین
سلام همسایه های 4
قصه ی عشق من
پرسه های عاشقانه
..::.. پر از‘عشق ..::..
پرنیان عشق
برای معبود زیبای قلبم
مازیار . تصور کن
رو به فردا
کلبــــــــــــــــــه عشـــــــــــــــــق
دختر کوچولوی تهناااااا(باران عزیزم)
به یادم باش (منتظر عزیزم)
چشم ها را باید شـــــــــــــست جور دیگر بـــــــــــاید دید(نیلوفر جون)
رپ 2 رپ (سامیه جیگر)
گالري قالب وبلاگ
فروشگاه تک پی سی

پیوندهای روزانه
گالري قالب وبلاگ
فروشگاه تک پی سی
آرشيو پيوندهاي روزانه

آمار وبلاگ
  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

کل بازديد ها :
تبلیغات
 
جای بنر های شما
 
فرق حمام کردن آقايون و خانمها
   یک دختر خانوم در حمام:

ساعت ۴ بعد از ظهر...

۱ـ لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره

۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه٬ جلوي آيينه مي ايسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش

۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان

۴ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده

۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره

۶ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره

۷ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه

۸ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي

۹ـ موهاش رو حسابي مي چلونه٬ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده٬ احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته

۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده

۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت

۱۲ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه

۱۳ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه

۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه

ساعت ۸ شب


يك پسر در حمام:

ساعت ۴ بعد از ظهر...

۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق

۲ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم

۳ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ٬ فيگور راست٬ نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره٬ (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه

۴ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز٬ آبي٬ بنفش

۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره

۶ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون

۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره

۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا

۹ـ زير دوش میـ**زه  و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر ميخنده

۱۰ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده٬ آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش

۱۱ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و جیش میکنه توش

۱۲ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه )

۱۳ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق

۱۴ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه اي لباس مي پوشه

ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر

 



[+] نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 توسط (¯`v´¯)زهرا (¯`v´¯) |
 
 

یه خبر داغ دارم یه خبر داغ دارم ............o°°O.....o

 

این آدرس وبلاگ جدید منه بدو بدو بیا اونجا تا ببینی چه خبره اونجا  برام با نظر خوشگلت بترکون!!!

 

 www.tahtaghari2010.blogfa.com

منتظرماااا!!


پ.ن: نمیدونم چرا لینک نمیشه بی زحمت خودتون کپی کنید تا بتونید بیاید پیشم




[+] نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388 توسط (¯`v´¯)ملیحه (¯`v´¯) |
 
من اووومدم
 

سسسلللللااااااااااااااااااممممم من باز اومدم وای بچه ها نمیدونید دلم براتون یه ذره شده بود

ولی خوب باور کنید کلی درس !!!!! داشتیم  الانم تازه داریم برا کنکور آماده میشیم  عصرا با دوستام میریم کتابخونه تست میزنیم   مریم هم که نمیشه پیدا کرد بیچاره ساعت 9 شب میاد خونه دیگه انقدر خستست میخوابه الهی نازی  امیدوارم دانشگاه مورد علاقش قبول شه

گفتم بعد از یه مدت بیام وبلاگو یه آپ کنم راستش دلم خیلی تنگ شده بود ولی خوب من باز با یه آپ دیگه اومدم    دیگه خبر که خیلیه برا خودمم یه اتفاقایی افتاده !!!!!   

مطمینم اگه(`'•.¸ LOVE ¸.•'´) مریم زهرا (`'•.¸ LOVE ¸.•'´)بخونن میفهمن ایییییییییییی نخندین  بابا دیگه

دیروز عصر داشتم مجله ورق میزدم به یه داستان خیلی جالب برخوردم من که خیلی خوشم اومد(یعنی بیشتر آموزنده بود) و تحت تاثیر قرار گرفتم شاید باورتون نشه ولی 3 بار!!!!! خوندمش شما هم بخونین مطمئنا خوشتون میاد

 

راستی جیگرااااااااااااااااا   بدون نظر نرین بعد از یه چند وقت اومدم دیگه، بترکونین یه چیز دیگه نظرتون هم درباره قالب وبلاگ بگین ممنون میشم  ,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*






†`*•.¸¸.• انعکاس †`*•.¸¸.•

 

نزدیک عید بود، اکثر مردم و بیشتر دخترها و زنهای جوان، مشغول خانه تکانی و تمیز کردن خانه ها بودند پسر جوان از جلو تلویزیون بلند شد تا کمی خستگی در کند. دو ساعتی میشد که مشغول دیدن فیلم بود.کنار پنجره رو به خیابان ایستاد تا به چشمانش استراحت بدهد و ..... که نگاهش به پنجره روبرویی افتاد ، به دختر همسایه که مشغول تمیز کردن شیشه ها بود لبخندی زد و با خود زمزمه کرد : << عجب منظره ی قشنگی...>>  توضیحات: خوب حالا دیگه زیاد بهش فکر نکن  سه – چهار دقیقه همانجا ایستاد و سیگاری دود کرد و ... که یک مرتبه صدای مادرش را شنید :<< پارسا جان>> پسر جوان به سرعت از کنار پنجره دور شد تا مادرش او را در آن حال نبیند، سپش مادرش که داخل اتاق شده بود گفت ::<< پسرم لطفا این ابر را بده به خواهرت پریسا که داره شیشه ها را تمیز میکنه ...>>

پارسا چشم گفت و به سوی پنجره رو به حیاط رفت و همانطور که دستش را به سوی خواهرش دراز می کرد نگاهش به خانه های رو برویی افتاد ; پسر جوانی از آن طرف خیره پریسا بود !!!


خوب حالا دیگه نوبت یه متن جالب و خنده دار

 

        ¸.•*´`*•.¸¸.•*آموزش با کلاس شدن¸.•*´`*•.¸¸.•*´

 

 

سعی کنید هر روز لباسهایتان را آپگرید کنید

 

داشتن موبایل شیک و جدیدی خیلی مهم است

 

برای موبایلتان چند جلد بخرید تا بتوانید موبایلتان را به سادگی با لباسهایتان  هماهنگ نمایید

 

مدل مو خیلی مهم است هر چه در این زمینه هزینه کنید باز هم کم است

 

هر رو چند کلمه از دیکشنری استخراج کنید تا به هنگام نیاز به کار بگیرید

 

اگر با کسی قرار میگذارید با نیم ساعت تاخیر به سر قرار بروید و از خیابانهای شلوغ گله کنید

 

مکالمات تلفنی خود را به چند ثانیه خلاصه  کنید،خانمها بیشتر تمرین کنند

 

در مهمانی چای را با قند نخورید  بلکه با نوک قاشق  کمی شکر ریخته و بیشتر از دو بار آن را هم نزنید و چای را به یکباره نخورید بلکه یک کم چای بخورید چند کلمه حرف بزنید کمی چای ، کمی حرف به همین صورت ......

 

یوگا ورزش باکلاسی است حتما این ورزش را یاد بگیرید

 

هنگامی که کرایه میدهید هیچ وقت پول خرد ندهید حتی المقدور تراول  یا بیست هزار ریالی بدهید

 

هر روز یک روزنامه به زبان انگلیسی خریده و هر کجا میروید همراهتان ببرید    نکته مهم  با توجه به اینکه امسال  سال اصلاح الگوی مصرف است اگر روزنامه هم برای سال قبل هم باشد چندان مهم نیست

 

به کلاسهای آموزشی موسیقی رفته و همیشه کیف گیتار به دوشتان بیا ندازید

 

همیشه چوب اسکی و چوب گلف را در ماشینتان داشته باشید

 

در رستوران یا در مهمانی نصف کبابتان را میل نکرده (حالا مجبوری هم شده جلوشو بگیر نخور) و در بشقاب دست نخورده باقی بگذارید



تقدیم به همه ی دوستان گلم ¸.•*´`*•.¸¸.•*´ I♥U `*•.¸¸.•*´`*•.¸

در باغ دلم گرد جنون میریزی، سر سبزترین گیاه این جالیزی، از ساقه تو به آسمان خواهم رفت ، ای دوست تو لوبیای سحر آمیزی >>> «`'•.¸.¤ I love you ¤.¸.•'´»

 



[+] نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 توسط (¯`v´¯)ملیحه (¯`v´¯) |
 
خاطرات
 

امسال سال اخريه كه ما به هنرستان ميريم و امسال هم به سرعت باد ميگذره و ما ميمونيمو يه دنيا خاطره.اين دو سال اخر نه تنها براي من بلكه براي همه بچه ها بهترين سال هاي تحصيلي بود.واقعا محشر بود.به قول دبيرا متحد ترين كلاس رو ما داشتيم.همه گرم و صميمي بوديم.همه هم رو دوست داشتيم در عين حال كه بعضي مواقع با هم بحث هايي ميكرديم هر چند بحث هايي كه شيرين بودن و خودشون يك نوع خاطره هستن.به اميد خدا سال ديگه ميخوايم وارد دانشگاه بشيم و من اميدوارم كه تمام بچه ها در دانشگاه قبول بشن.برام شده ارزو كه با مريم و ... توي يه دانشگاه قبول بشيم.اميدوارم اين فقط ارزو نباشه بايد سعيمو بكنم.مطمئنم كه من ميتونم يعني ما ميتونيم.واي كه دلم يك دفعه گرفت.جدايي از هم كلاسي هام سخته.خيلي سخته.خصوصا با اين همه خاطره. وقتي دور هم جمع ميشيم و از جدا شدنمون حرف ميزنيم اشك تو چشمامون جمع ميشه.خلاصه بايد با اين قضيه هم كنار بياييم.من به بچه ها پيشنهاد دادم كه توي يه كاغذ هر كدوم از بچه ها چند بيت شعر كه دوستش دارن و ميخوان به بقيه بچه ها تقديمش كنن رو بنويسن تا برامون يادگاري بمونه و اونا هم قبول كردن.و قرار شد كه من عكسشو بگيرمو اونا بيان از وبلاگ عكس رو بردارن.اوني كه با مشكي نوشته(اري اري زندگي زيباست...)و پايينش يه عكس چشم كشيده منم(زهرا).نوشته هاي زرد رنگ هم(روي ساحل سرخ دلت...)از مريمم  هستش.و مليحه عزيزم هم روي اون عكس پاييني با رنگ نارنجي(دوست عاشق شدن كار دل است...) نوشته.

راستي وسط كاغذ هم كه سفيده قرار بود سمانه شعر بنويسه كه موقعيتش جور نشد.تو جمع ما فقط جاي سمانه خاليه...

 



[+] نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 توسط (¯`v´¯) مریم (¯`v´¯) |
 
تولدت مبارك
 

hborder.gif

 "بنام يگانه حامي پرستوهاي بي آشيانه"

 سلام سلام صد تا سلام.به همه خانم خوشكلا و اقا پسراي خوش تيپ.چه خبرا؟خوبين؟ سلامتين؟ دماغتون چاقه؟كارا رديفه؟ امروز اومدم با يه اپ مخصوص.اگه گفتين براي چي مخصوصه؟ چون امروز يكي از بهترين روزا هست.امروز تولد عزيز دلم گل مريم خودمه. مريمي، من خيلي دوستت دارماااااا.واي مريمم كاش امروز پيشم بودي.دلم برات اين همه تنگيده.

bighug-1-.gif

 

تولدت-مبارك.gifعزيز دلم تولدت مبارك تولدت-مبارك.gif

 

شب به دنيا اومدنت از اسمون بارون مي باريد. اما هوا  باروني نبود. اين ستاره ها بودند كه گريه مي كردند؛ميدوني چرا،عزيزم؟ چون يكي ازشون كم شده بود اونم تو بودي...

 11w4qy8-1-.gif

25-1-.gif“Happy birthday”25-1-.gif

 

 تو مرا مي فهمي

 من تو را مي خواهم وهمين ساده ترين قصه يک انسان است

 تو مرا مي خواني

 من تو را نابترين شعر زمان ميدانم و تو هم ميداني تا ابد در دل من ميماني

 

hborder.gif



[+] نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط (¯`v´¯) مریم (¯`v´¯) |
 
پنجاه روش برای بازی کردن با اعصاب ملت
 

50 روش برای بازی کردن با اعصاب ملت نخونی ضرر میکنی خیلی خنده داره

۱.روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن

۲.سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند

۳.وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين

۴.وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين

۵.کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد

۶.همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين

۷.جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين

۸.روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين

۹.وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين

۱۰.از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه

۱۱.در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين

۱۲.به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين

۱۳.وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين

۱۴.وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين

۱۵.موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين

۱۶.ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين

۱۷.بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين

۱۸.شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين

۱۹.اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين

۲۰.وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته

۲۱.صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين

۲۲.روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين

۲۳.وقتي دوستتون رو بعد از يه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده

۲۴.وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود

۲۵.چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين

۲۶.بادکنک بچه ها رو بترکونين

۲۷.مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين

۲۸.وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد

۲۹.بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين

۳۰.کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره

۳۱.ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين

۳۲.توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين

۳۳.هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره

۳۴.حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين

۳۵.نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين

۳۶.دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين

۳۷.عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين

۳۸.پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين

۳۹.با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين

۴۰.شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين

۴۱.موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين

۴۲.توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين

۴۳.شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين

۴۴.توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين

۴۵.توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين

۴۶.جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين

۴۷.يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين

۴۸.توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه

۴۹.چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين

۵۰.ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدي.

 

هر کدوم که بیشتر خوشتون اومد عملی کنین یادتون نره!! من خودم حداقل 40 موردشو انجام دادم بقیشم نمیشد ایشالله در آینده حتما عملی میکنم. 

اگه نظر ندین ایشالله نتونین این 50 مورد رو عملی کنین

 

ღஐ نوشته شده توسط ملیحه  ღஐ

 

 



[+] نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387 توسط (¯`v´¯) مریم (¯`v´¯) |
 
 

سلام دوستای گلم چطور مطولین حالو احوال ردیفه خوبین یا بهترین؟؟ خوب خدا رو شکر ما هم زنده ایم هر از چند گاهی یه نفسی میکشیم خوب مثل اینکه زیادی اره دیگه..... بگیرین دیگه خوب اگه کسی نفهمید اینو ... 3 تا نقطه رو میگم بابا اگه یکمی فکر کنین اندازه یه کتاب معنا میده اووووهوووووم .

بچه ها یه آپی کردم که بخونین حتما خوشتون میاد اگه نظر ندین دلم میشکنه پس نظر بدین دلم نشکنه دیگه .... حالا اگرم شکست با چسب راضی میچسبونمش ولی شما ها بی معرفت نیستین .  اصلا بذار من یه شرطی بذارم

دسته ی اول ) اگر نظر نذارین ایشا لاااااااااااااا کچل بشین

دسته ی دوم ) که اصولا افراد خوبی هستن یعنی نظر میذارن 1024تا 768 ثواب برای این دسته نوشته میشود توضیح( رقم سمت راست معرف ثواب در دنیا و رقم سمت چپ ثواب در اخرت است ) پس سعی کنید از دسته ی دوم باشین که خیلی سود کردین

 

زلیخا یوزارسیف رو زندانی کرد حالا گیر داده به من !! میگی چی کار کنم ؟؟؟

 

به خدای آمون قسم اگر احمدی نژاد را دیده بودم منت یوزارسیف را نمیکشیدم!!!

 

دعای خیر مردم به هم:ایشالااااااا زلیخا دنبالت کنه هفت تا در باز نشه

 

قابل توجه دختران گرامی:

لطفا در صورت ابراز علاقه پسران با اهدای یک متر پارچه قرمز او را در رونق دادن به شغل بزازی یاری فرمایید .

 

زلیخا یالااااا ........ یالااااااااا یه بوس میخوام یالااااااااا یوزارسیف گفت: من زلیخا نمیخوام همسر آمون نمیخوام... یه زن قرتی نمیخوام... زنی رو میخوام که تک باشه... سوار سمند زرد باشه ...باباش هم خیلی پولدار باشه(خلاصه اگه چنین دختری سراغ دارین خبر کنین)

 

اینم یه شعر باحال البته به کلی شما رو یاد مدرسه میندازه (خیلی باحاله حتما تا آخر بخونین سعی کنید از دسته دوم  باشین)

توی کلاس چشم تو زنگا همه ریاضیه

همیشه التماس من با چشم تو موازیه

توی کلاس چشم تو زنگا یه وقت جغرافیه

ما دریا رو میخوایم چی کار چشمای نازت کافیه

توی کلاس چشم تو همیشه زنگ اوله

آخه یه عمره که آدم تو این کلاس معطله

توی کلاس چشم تو همه همیشه حاضرن

هیچ روزی غایب نداریم نه اینکه حاضرا برن

توی کلاس چشم تو یه وقتا زنگ فیزیکه

آهن ربایی که دلم انقدر به چشمات نزدیکه

توی کلاس چشم تو یه وقتا زنگ شیمیه

دیوونه های عشق تو یکی دو تا نیست تیمی

توی کلاس چشم تو یه وقتا زنگ ورزشه

همش میشه دور تو گشت آخ که چقدر با ارزشه

توی کلاس چشم تو یه زنگیه به نام جبر

از چشم تو ناز کردن واز دل من همیشه صبر

توی کلاس چشم تو یه زنگه اسمش احتمال

شاید تو این زنگ برسیم به آرزوهای محال

توی کلاس چشم تو اجازه دادن آسونه

چون کسی بیرون نمیره هرکی بره پشیمونه

توی کلاس چشم تو نگاها روی نیمکته

موندن تو دست تو تو میگی هر چی قسمته

توی کلاس چشم تو پر از مداد قرمزه

دفتر مشقمون پر از جمله ی بی تو هرگزه

توی کلاس چشم تو میز پر یادگاریه

بیشتر میزامون پر از چرا دوستم نداریه؟

توی کلاس چشم تو نوشته رو تخته سیاه

ما همه چشم به راهتیم زیبا تو رو خدا بیا

توی کلاس چشم تو بازه همیشه پنجره

تو زنگ تفریحم کسی دلش نمی خواد که بره

توی کلاس چشم تو نمیخوره زنگ خونه

هرکی بخواد میره.هرکی بخوادم میمونه

توی کلاس چشم تو یه زنگ زیست شناسیه

همش نگاهت می کنم آخه این دیگه چه کلاسیه؟

توی کلاس چشم تو یه وقتا زنگ دستوره

رفتنو صرفش می کنه دلم با اینکه مجبوره

توی کلاس چشم تو دلا همیشه عاشقه

من شنیدم فردا کلاس تو دشتای شقایقه

توی کلاس چشم تو دیوونگی یه رنگیه

انقدر که محو تو میشیم نمی دونیم چه رنگیه

توی کلاس چشم تو یه وقتا زنگ هنره

فایده نداره واسه تو هر چی میگم بی اثره

امیدوارم خوشتون اومده باشه( (نظر یادتون نره قرباان شما ملیحه))



[+] نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387 توسط (¯`v´¯) مریم (¯`v´¯) |
 
پسرهاااااااااااا
 

بیچاره پسرها اگه تیپ بزنن برن بیرون میگن با کی قرار داری ؟ اگه لباسهای معمولی بپوشن میگن اصلا سلیقه نداری،اگه زیاد بگن دوستت دارم میگن باز چه نقشه ای تو سرته اگه نگن دوستت دارم میگن پای یه کس دیگه ای وسطه

اگه زیاد بهتون زنگ بزنن میگن اعتماد نداری اگه یه مدت زنگ نزنن میگن سرت شلوغه

اگه تو خونه زیاد بخندن میگن لوس شدی

اگه زیاد نخندن میگن چه مرگته عاشق شدی

اگه شام بخوان میگن همش به فکر شکمتی  

اگه شام نخوان میگن چی کوفت کردی

و هزار تا گیررررر دیگه بیچاره پسرهااااااا !!!!!!!

مشخصات یک پسر خوب :

1)      پسر خوب تنهایی میره سینما پارک بلاهه

2)      یه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نمیره

3)      یه پسر خوب بعد از برگشتن از بیرون ماشینش بوی ادکلن زنونه نمیده

4)      یه پسر خوب تو کلاس دانشگاه تا شعاع سه متری هیچ خانومی نمیشینه

5)      یه پسر خوب بعد از اتمام صحبت  گوشی تلفونو بوس نمیکنه

6)      یه پسر خوب وقتی میاد خونه قرمزیه رژه لب رو صورتش دیده نمیشه

 

نوشته شده توسط ملیحه نظر یادتون نره هااااااااااااااااااا



[+] نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 توسط (¯`v´¯) مریم (¯`v´¯) |
 
عشق و ازدواج
 

شاگردی ار استادش پرسید عشق چیست: استاد در جواب گفت به گندم زار بروو پر خوشه ترین خوشه را بیاور. اما در هنگام عبور ازاز گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی!

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدت طولانی برگشت. استاد پرسید: چه اوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ !هر چه جلو می رفتم خوشه هایی پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردت پر پشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم. استاد گفت عشق یعنی همین!

شاگرد پرسید پس ازدواج چیست استاد به سخن امد که : به جنگل برو و بلند ترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش که باز هم نمیتوانی به عقب برگردی! شاگرد رفت و پس از مدت کو تاهی با درخت برگشت. استاد پرسید که شاگرد چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگر دم استاد باز هم گفت: ازدواج یعنی همین!!!

. لطفا بدون نظر نرید. ملیحه



[+] نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 توسط (¯`v´¯) مریم (¯`v´¯) |
 
مرد و زن
   

 

18 دلیل برای اینکه به مرد بودن خود افتخار کنید:

 

1-     همیشه از نام خانوادگی شما استفاده می شود.

2-     مدت زمان مکالمه های تلفنی شما حداکثر 30 ثانیه است.

3-     برای یک مسافرت یک هفته ای تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید .

4-     در تمام شیشه های مربا و ترشی را خودتان باز می کنید .

5-     دوستان شما توجهی به کاهش یا افزایش وزن شما ندارند.

6-     جنسیت شما در موقع مصاحیه ی استخدام مطرح نیست.

7-     لازم نیست کیفی پر از لوازم بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید.

8-     ظرف مدت 10 دقیقه می توانید حمام کنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید.

9-     همکارانتان نمی توانند اشک شما را دربیاورند.

10- اگر در سن 34 سالگی مجردید هیچ احدی به شما ایراد نمیگیرد .

11- رنگ اجزا صورت شما در هر صورت طبیعی است.

12- با یک دسته گل می توانید بسیاری از مشکلات احتمالی را حل کنید.

13- وقتی مهمان به خانه شما میاید لازم نیست اتاق را مرتب کنید.

14- بدون هدیه می توانید به دیدن تمام اقوام و دوستانتان بروید.

15- می توانید آرزوی هر پست و مقامی را داشته باشید.

16- حداقل بیست راه برای باز کردن در هر بطری نوشابه ی داخلی یا خارجی را بلدید.

17- ضرورتی ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشید.

18- بالاخره روزی پیرمرد موفق خواهید شد.....و اگر خوب فکر کنید می بینید که صد ها دلیل محکم دیگر وجود دارد که به مرد بودن خود افتخار کنید.

-ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۸- دلیل محکم برای اینکه به زن بودن خود افتخار کنید:

1- نام هر گل و زیبایی در طبیعت است را روی شما می گذارند.

2-هنگامی که رنگ پریده یا بیمار هستید با کمی وسایل آرایش می توانید خود را زیباتر کنید و هیچ کس هم به شما ایراد نمی گیرد(کاری که بسیاری از آقایان مد روز یواشکی انجام می دهند.)

3-تمام شاعران ایران زمین در وصف گل روی شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروی شما را ستوده اند.

4- مجبور نیستید سر کار بروید و پول یک ماه کار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبیا بخرید.

5- به راحتی و با اعتماد به نفس هر وقت که لازم بود گریه می کنید و غم و غصه هایتان را در دل جمع نمی کنید تا سکته کنید.

6- عمرتان بسیار طولانی است.

7- آنقدر حرف برای گفتن داری که کم نمی اورید.

8- همیشه یک عالمه دوست و رفیق ناب دارید و کمتر گرفتار رفیق نا باب می شوید .

9- هرگز در حمام خود را گربه شور نمی کنید.

10 – بزرگ شده اید و کمتر برای طرفداری از تیم آبی و قرمز یا این حزب و آن حزب جلز ولز کرده و کرکری می خوانید.

11- ریش و سبیل نداری که موقع آب خوردن قبل از خودتان سبیلتان آب بنوشد.

12- عشق و هنر ابداع شماست.

13- همیشه جوان تر از سنتان هستید و هیچ کس نمیداند شما چند ساله اید.

14- از سن 9 سالگی به بلوغ عقلی و جسمی می رسید و حالا حالا ها باید بدوند تا به پای شما برسند!.

15- بهشت زیر پای شماست .

16- اگر موهایتان مرتب نبود یا وقت برای مرتب کردنشان نداشتید ،با سر کردن یک روسری قضیه حل است.

17- همیشه در کیفتان آینه داری و موقعی که در سلف سرویس دانشگاه قورمه سبزی می خورید یک دانه لوبیا لابهلای سبیلتان جا خوش نمی کند. 

18- همیشه تمیز و نظیف و خوشبو هستید ........و اگر خوب فکر کنید می بینید که صد ها دلیل محکم دیگر وجود دارد که شما به زن بودن خود افتخار کنید.

 قربان شما "مریم"



[+] نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387 توسط (¯`v´¯) مریم (¯`v´¯) |
 
مطالب گذشته
  فرق حمام کردن آقايون و خانمها

من اووومدم
خاطرات
تولدت مبارك
پنجاه روش برای بازی کردن با اعصاب ملت

پسرهاااااااااااا
عشق و ازدواج
مرد و زن

عشق بی پایان
هشت قول مهم ازدواج
شعرهای کوتاه

عاشق بی قرار
شب بارانی


عشق
 
منوی اصلی
صفحه نخست
ایمیل به مدیر
وضعیت در یاهو


نویسنده
(¯`v´¯) مریم (¯`v´¯)
(¯`v´¯)زهرا (¯`v´¯)
(¯`v´¯)ملیحه (¯`v´¯)

آرشیو موضوعی

آرشیو وبلاگ
شهریور 1388
تیر 1388
اسفند 1387
دی 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387

نظرسنجی
جای کد نظرسنجی




Copy Right © http://shabebarani7.blogfa.com .:. Template Design By : GHALEBKADEH